محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

67

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

آمده ، احرام [ 38 ] اين كعبه مرام بسته ، در اوايل شهر ذى حجة الحرام سنهء خمس و ثمانين و تسعمائه بنواحى كشور عراق رسيد و چون شنيد كه نوّاب پادشاه بىعديل شاه اسمعيل باقتضاى قضاى جبّار جليل ازين سراى پرقال و قيل اختيار رحيل فرموده در آن منزل دو سه روزى متوقف گرديد . آخر الامر قايد اقبال عنان توسن آمالش گرفته بدار السلطنهء قزوين آورد و بوسيلهء امراى ملك آرا و اركان دولت ابد ابتدا بملاقات پادشاه فريدون صفات فايز گرديده بعد از تقبيل انامل فيّاض ، بعزّ مجالست مجلس جنت رياض استسعاد يافت و پس از كشيدن پيشكش شاهانه كه مشتمل بود بر زواهر « 1 » جواهر كانى و لعلهاى آبدار رمّانى و ساير اشياء نفيسهء گران قيمت و غلامان سر و قد ماه طلعت ، بعرض مدعا و شرح احوال زبان مقال گشود و نوّاب و الاجناب پس از ضيافتهاى لايقه و تكلّفات رايقه ، ملتمسات و متوقّعات شاه سليمان سمات را باجابت اقتران داد و بتشريفات خسروانه و مرصع آلات شاهانه و مركب باد رفتار و خيمه و خرگاه زرنگار بالشكر بسيار و منشور ايالت و سلطنت بدخشان و آن ديار مكرّم و معزّز ساخته ابواب كمال اعتبار بر روى روزگار خجسته آثارش گشاد و شاه سليمان مرتبت بعد از حصول رخصت ، روى توجه بصوب مملكت خويش نهاد و پادشاه ممالك ايران جهت تعظيم شاه كشور بدخشان ، امراى عظام و اركان دولت مستدام را بمشايعت امر نمود و آن جماعت تا دو سه منزل همراهى كرده ، سليمان پادشاه را روانهء مقصد ساختند و آن حضرت زبان عذر خواهى گشوده هر يك را به زبان لايق و عبارتى موافق از روى لطف نواخت و همه را وداع فرموده در ضمان لطف سبحانى و نهايت حشمت و كامرانى علم توجه افراخت و چون هميشه سلاطين مملكت گيلان بمعاونت و مظاهرت پادشاهان ايران بر مسند حكومت و فرماندهى متمكّن بوده‌اند ، سيّما نوّاب خان احمد كه آباء و اجدادش پيوسته طريق

--> ( 1 ) - م : زاهر .